شایسته است که باهمه ی توان وباهروسیله ممکن بیاری هم میهنان گرامی زلزله زده درغرب کشوربشتابیم.
زخم از راه رسید و دل آبان لرزید
شهر با بغض فرو ریخت...خیابان لرزید
آسمان غرق تماشای زمین بود که دید
باز ازغصه و اندوه فراوان لرزید
مادری خیره به آیینه ی تکراری درد
کودکی با سر افتاده به دامان لرزید
مرگ چون سایه به همراه غم مردم بود
پلکها بسته و در حسرت باران لرزید
برد با خود همه خاطره ها را در خاک
بغض با خاطره ای بی سرو سامان لرزید
کوچه پر بود از آوار همه رویاها
شهر از آن همه رویای پریشان لرزید
زخم سرریز شد از عمق زمین بر جانش
زیر این بار گران شانه ایران لرزید
"محبوبه راه پیما "
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۶ ساعت 21:38 توسط بهــــزاد
|