فریادبی صـــــدا:

من هنوز یك انسانم! من زنم!

 اگر به خانه‌ی من آمدی برایم مداد بیاور، مداد سیاه؛ می‌خواهم روی چهره‌ام خط بكشم تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم، یك ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم!

یك مدادپاك‌كن بده برای محو لب‌ها؛ نمی‌خواهم كسی به هوای سرخی‌شان، سیاهم كند!

یك بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه در آورم؛ شخم بزنم وجودم را، بدون این‌ها راحت‌تر به بهشت می‌روم گویا!

یك تیغ بده؛ موهایم را از ته بتراشم، سرم هوایی بخورد و بی‌واسطه‌ی روسری كمی بیاندیشم!

نخ و سوزن هم بده، برای زبانم می‌خواهم بدوزمش به سق... این‌گونه فریادم بی‌صداتر است!

قیچی یادت نرود، می‌خواهم هر روز اندیشه‌هایم را سانسور كنم! 

پودر رختشویی هم لازم دارم. برای شست‌وشوی مغزی؛ مغزم را كه شستم، پهن كنم روی بند، تا آرمان‌هایم را باد با خود ببرد به آن‌جایی كه عرب نی انداخت؛ می‌دانی كه؟ باید واقع‌بین بود!

صدا خفه كن هم اگر گیر آوردی بگیر، می‌خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب، برچسب فاحشه می‌زنندم، بغضم را در گلو خفه كنم!

یك كپی از هویتم را هم می‌خواهم برای وقتی كه خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد، فحش و تحقیر تقدیمم می‌كنند!

تو را به خدا اگر جایی دیدی "حقی" می‌فروختند برایم بخر تا در غذا بریزم. ترجیح  می‌دهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم!

و سر آخر اگر پولی برایت ماند برایم یك پلاكارد بخر به شكل گردن‌بند بیاویزم به گردنم و رویش با حروف درشت بنویسم:

 من یك انسانم ،

من هنوز یك انسانم!

من هر روز یك انسانم...

              شعراز: غاده السمان شاعرسوری  ـــ     برگرفته از:(...و زخمهای من همه ازعشق است ـ خانم نستـــرن وثوقی )

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

   " بنی آدم اعضای یک پیکـــــرنـــد ـ که درآفرینش زیک گوهـرنــــد"

پ ، ن  ــ  هرکس درباره ی دختران وزنان ستم روادارددودش به چشم همگان خواهدرفت وبراستی که نه تنهابه یکی دونفربلکه به همگان نیز ستم کرده است  ،زنان ازکرات دیگربه روی زمین نیامده اندوناآشنا نیستند،خدازنان رابرای مردان ومردان رابرای زنان آفریده که هیچیکی جداازدیگری نتواندزیست ازاینجاست که شمارزنان ومردان رادرهمه جاودرهمه ی زمانهایکسان ویانزدیک بهم آفریده ، زنان شاهکارآفرینش وگل سرسبدآفرینشند،زنان داناوتواناباپرورش  فرزندان شایستهُُُ، آینده سازان کشوربشمارمیروند،همه ی بزرگان دانش واندیشه ودانشمندان و اندیشمندان هنرمندان وپزشکان و.....نامدارجهان دردامن همین  زنان بزرگ شده اندوازخودزنان نیزبااینکه دردرازای تاریخ  برای رشدوشکوفایی اندیشه زمینه وفضای لازم  دراختیارآنان نبوده  ،بااین حال درمیان آنان اندیشمندان برجسته وبزرگ،وهنرمندان تواناداشته ایم وداریم   .زنان اگرنیکندازمایندواگربدندازمایند،زنان دسته ی جدایی ازمردان نیستندماهمه ازدوران غارنشینی تاکنون (تادوران آپارتمان نشینی )دریکجا(درکره ی زمین )زندگی میکنیم ،درپیش بردن زندگانی دست بهم داده ایم کوششهای مابهرزنانست وکوششهای زنان بهرما،خوشیهای مابیش ازهمه ازرهگذرزن است پس چه جدایی میانه ی ماوآنهاست ؟!چرادرباره ی آنان ستمهای گوناگون روامیداریم ؟!...زنان همگوهرماونیمه ی پیکرماهستند ، همه ی افرادبشردرآفرینش (چه زن وچه مرد) یکسانندونسبت بهم برتری ندارند،برتری هاودوگانگی هاتنهادراندازه ی دانش ودرک آنهاست . زنان کم خردوکوتاه خرد(ناقص العقل )نیستند ،خدا  هم به زنان وهم به مردان به اندازه ی یکسان نیروی خردداده ،زن ومردهردوبرویه ی یکسان  ازنیروی خردواندیشه سازنده برای پیشرفت درزندگی وشناخت بدیهاوخوبیهابرخوردارند بنابراین هرکس زنان راازدیگاه خردواندیشه ناتوان وجدا ازمردان بداند،وکم مایه ویاکم خردشماردویابه آنان ستم روادارد،بدانیدکه خودآن شخص یایک بیمارروانی بداندیش ست که به مداواوروانپزشک نیازدارد،ویااینکه بی دانش وناآگاه ونادان است وکوتاه اندیش ، که بابدست آوردن کمی دانش و راهنمایی هاوبافهمیدن راستی هاازروی خرد ُ،کج اندیشی خودراپیراسته وبازسازی خواهدکرد.