<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>*   شبنــم ورازگل ســــــرخ    * </title>
<link>https://farvardin88h.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 01 Jun 2023 14:43:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>قفس!!</title>
<link>https://farvardin88h.blogfa.com/post/102</link>
<description>&quot;ای شب تاریک، پنجره رابازکن به روی سپیده تاکه زپستان صبح ،شیربنوشیم، ای غم پاییز بررخ باغ وبهارپنجره بگشا تاکه زگلبرگ یاس ،جامه بپوشیم ! باکه بگویم؟! شب همه شب ، جغدشوم ،گوش من آزرد سینه ام ازغم گرفت درشب تاری کونفس صبح ؟ تاکه دخترخورشید رنگ طلایی زندبه بال قناری! ای نفس صبح ، شام تارمراکشت بندی چاهی شدم که حبس نفس شد مرغ اسیرم درسراچه ی دلتنگ روزوشب من، چومیله های قفس شد! رهگذرا ،دلوخودبه چاه درانداز تاکه من ازعمق چاه غم بدرآیم ازقفس آزادکن ، تاکه به شادی</description>
<pubDate>Thu, 01 Jun 2023 14:43:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farvardin88h</dc:creator>
<guid>farvardin88h.blogfa.com/post/102</guid>
</item>
<item>
<title>هرروزتان نـــوروز،نوروزتان پیـــــــــروز</title>
<link>https://farvardin88h.blogfa.com/post/98</link>
<description>ایستاده ام بر بام اسفنـــــــد با چشمانی خیره به روزهایی که تلخ و شیرین گذشت و خاطره شـــــد ... حالا بهــــار در راه است لبریز از عطر بهـــــــار نارنج سرشار از شکوه علفزار با کوله باری از شکوفه های عشق سبزه های امید و ابرهایی که آبستن باران اند شاید خدا خواست و این بهــــــــار درخت آرزوهایمـــــــان جوانه زد ... فرارسیدن نوروزباستانی ـ یادگارنیـاکان مـا- آغازسـال نو،و بـهـــــــار دل انگیز، برهمه ی هم میهنـــان پاکسرشت ،دوستـــان وایرانیـان نیک اندیش</description>
<pubDate>Sun, 18 Mar 2018 10:11:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farvardin88h</dc:creator>
<guid>farvardin88h.blogfa.com/post/98</guid>
</item>
<item>
<title>شعـــری از:بانوغاده السمــــــان</title>
<link>https://farvardin88h.blogfa.com/post/96</link>
<description>فریادبی صـــــدا: من هنوز یك انســـــانم! من زنم! اگر به خانه‌ی من آمدی برایم مداد بیاور، مداد سیاه؛ می‌خواهم روی چهره‌ام خط بكشم تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم، یك ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم! یك مدادپاك‌كن بده برای محو لب‌ها؛ نمی‌خواهم كسی به هوای سرخی‌شان، سیاهم كند! یك بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه در آورم؛ شخم بزنم وجودم را، بدون این‌ها راحت‌تر به بهشت می‌روم گویا! یك تیغ بده؛ موهایم را از ته بتراشم، سرم هوایی بخورد و بی‌واسطه‌ی روسری</description>
<pubDate>Sun, 25 Feb 2018 19:51:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farvardin88h</dc:creator>
<guid>farvardin88h.blogfa.com/post/96</guid>
</item>
<item>
<title>بهشت وجهنــم فروشــی!!</title>
<link>https://farvardin88h.blogfa.com/post/95</link>
<description>نادانی ،پنـــداربافی وگمـــراهی ،بزرگتـــرین گناه! درسالهای دور یعنی درقرون وسطا کشيشان عوامفریب،برای رهایی مردم ازجهنم ،گوشه ای ازبهشت را به مردم ساده دل می فروختند و مردم نادان هم با پرداخت مقدار زیادی پول قسمتي از بهشت رادرعالم پنداربافی از آن خود می کردندتابخیال خودازآتش سوزان جهنم رهایی یابند. فرد دانايی که از اين نادانی مردم رنج می برد، دست به هر کاری زدنتوانست مردم را از انجام اين کار احمقانه وکودکانه باز دارد تا اين که فکری به ذهنش رسید … به کليسا</description>
<pubDate>Sun, 18 Feb 2018 10:22:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farvardin88h</dc:creator>
<guid>farvardin88h.blogfa.com/post/95</guid>
</item>
<item>
<title>رمزپیشرفت وفرهنگ سازنده درمیان ملت ها</title>
<link>https://farvardin88h.blogfa.com/post/94</link>
<description>آموزش، اولویت اول دولت ژاپن دولت ژاپن یک ایستگاه دورافتاده قطار در شمالی ترین نقطه کشور به نام &quot;کامی شیراتاکی&quot; را فقط به خاطر این که یک دختر دبیرستانی از آن استفاده می کند، باز نگه داشته است . این ایستگاه قرار بود 3 سال پیش بسته شود، اما شرکت راه آهن ژاپن بعد از این که متوجه شد یک دختر دبیرستانی هر صبح و عصر از آن برای رفت و آمد به مدرسه استفاده می کند، از تصمیم خود منصرف شد و ایستگاه تا ماه مارس امسال که دختر فارغ التحصیل می شود، باز می ماند .</description>
<pubDate>Thu, 25 Jan 2018 09:05:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farvardin88h</dc:creator>
<guid>farvardin88h.blogfa.com/post/94</guid>
</item>
<item>
<title>جشن ملی شب یلدا</title>
<link>https://farvardin88h.blogfa.com/post/91</link>
<description>فرارسیدن جشن ملی شب یلـــــــدا،یادگارنیاکان پاک اندیش ما، پیشاپیش برهمه ی هم میهنــــــان ارجمندخجسته وهمایون باد. نیایش ویژه ی شب یلـــــــدا (بعدازنیت ،دستکم یکبــــاربخوانید) به ما هم اعتنا کن لااقل ! یا رب، از بالا به ما هم اعتنــــــــا کن لااقل! بخت ما را هم از آن بالا صــــــــدا کن لااقل! نصف کشورهای دنیایِ تو از ما بهترنــــد؛ وضع ما را نصف آن ها باصفــــا کن لااقل! دیشِ عرش کبریایی گیر کرده سمت غرب؛ چند روزی رویِ دیشت را به ما کن لااقل! در</description>
<pubDate>Thu, 14 Dec 2017 15:29:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farvardin88h</dc:creator>
<guid>farvardin88h.blogfa.com/post/91</guid>
</item>
<item>
<title>رشته ی گربه شناسی !!</title>
<link>https://farvardin88h.blogfa.com/post/90</link>
<description>ریشه ی برخی ازباورهـــــا درگذشته های دور،در معبدی گربه ای زندگی می کرد که هنگام عبادت راهب ها، مزاحم عبادت وتمرکز آن ها می شد. بنابراین استاد بزرگ دستور داد هر وقت زمان مراقبه وعبادت فرامی رسد یک نفر گربه را گرفته و به ته باغ ببرد و به درختی ببندد. این روال سال ها ادامه پیدا کرد و رفته رفته یکی از اصول کار آن مذهب شد. سال ها بعد استاد بزرگ درگذشت ، گربه هم مرد. راهبان آن معبد گربه ی دیگری خریدند و به معبد آوردند تا هنگام عبادت به درخت ببندند تا اصول عبادت</description>
<pubDate>Sun, 03 Dec 2017 20:35:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farvardin88h</dc:creator>
<guid>farvardin88h.blogfa.com/post/90</guid>
</item>
<item>
<title>شایسته است که باهمه ی توان وباهروسیله ممکن بیاری هم میهنان گرامی زلزله زده درغرب کشوربشتابیم.</title>
<link>https://farvardin88h.blogfa.com/post/88</link>
<description>زخم از راه رسید و دل آبان لرزید شهر با بغض فرو ریخت...خیابان لرزید آسمان غرق تماشای زمین بود که دید باز ازغصه و اندوه فراوان لرزید مادری خیره به آیینه ی تکراری درد کودکی با سر افتاده به دامان لرزید مرگ چون سایه به همراه غم مردم بود پلکها بسته و در حسرت باران لرزید برد با خود همه خاطره ها را در خاک بغض با خاطره ای بی سرو سامان لرزید کوچه پر بود از آوار همه رویاها شهر از آن همه رویای پریشان لرزید زخم سرریز شد از عمق زمین بر جانش زیر این بار گران شانه ایران</description>
<pubDate>Mon, 13 Nov 2017 18:08:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farvardin88h</dc:creator>
<guid>farvardin88h.blogfa.com/post/88</guid>
</item>
<item>
<title>فــــرارکن !!!</title>
<link>https://farvardin88h.blogfa.com/post/87</link>
<description>نگذار عقايدش را به تو تحميل كند! ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﺁﻟﻔﺮﺩ ﻫﯿﭽﮑﺎﮎ اﺳﺘﺎﺩ ﺑﺰﺭﮒ داستان های پرازترس ودلهره وفیلمهای وحشتناک پلیسی ﺳﯿﻨﻤﺎ که در ترساندن مردم با فیلم هایش درنزدهمگان شناخته شده وپرآوازه ست، ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻩﻫﺎﯼ ﺳﻮﺋﯿﺲ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: اﯾﻦﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﻨﻈﺮﻩ ﺍی است ﮐﻪ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﻡ. ﺍﻣﺘﺪﺍﺩ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺍﻭ، ﮐﺸﯿﺸﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ی ﭘﺴﺮﮎ ﺧﺮﺩﺳﺎﻟﯽ گذاشته ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻭ گفتگو ﻣﯽ ﮐﺮﺩ.</description>
<pubDate>Thu, 02 Nov 2017 05:06:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farvardin88h</dc:creator>
<guid>farvardin88h.blogfa.com/post/87</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://farvardin88h.blogfa.com/post/86</link>
<description>بهـــای سنگین دانایی!! میگویند:دزدی مرتبا به دهكده اي مي زدودارایی های مردم رامی دزدید، ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺭﺩﭘﺎﯼ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ، ﺷﺒﻴﻪ ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩ، ﯾﮑﯽ گفت : شایدﺩﺯﺩ،ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ، ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ: نه خیر،بگمانمﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎﺵ ﺷﺒﯿﻪ ﭼﮑﻤﻪ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩﻩ. ﻫﺮﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﻃﺮﯾﻘﯽ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﺍ ﺗﻮﺟﯿﻪ می کرﺩ. ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ: ﮐﻪ آهای ﻣﺮﺩﻡ؛ ﺩﺯﺩ، ﺧﻮﺩ ﮐﺪﺧﺪﺍﺳﺖ! ﻣﺮﺩﻡ ﭘﻮﺯﺧﻨﺪﯼ ﺯﺩند ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻪﺩﻝ ﻧﮕﯿﺮ، ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ! ﻭﻟﯽ ﻓﻘﻂ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ فردداناوﻋﺎﻗﻞ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺍﻭﺳﺖ.</description>
<pubDate>Wed, 02 Aug 2017 09:05:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farvardin88h</dc:creator>
<guid>farvardin88h.blogfa.com/post/86</guid>
</item>
</channel>
</rss>
